|
چـــهــــل خــــونـــــه چهل خونه آثار باستانی در شهر سعدآباد می باشد
|
||
|
|
مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد: پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند. ناگهان پسر جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند. زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند. باران شروع شد. قطراتی از باران روی دست پسر جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران میبارد، آب باران روی من چکید. زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید؟! مرد مسن در پاسخ گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند ... نتیجه اخلاقی : قبل از تحلیل هر اتفاقی هرگز زود قضاوت نکن! نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 دی1388 توسط صداقت یک مرد
احساس می کنم خوابم و همه چیز در رویایم در حال اتفاق افتادن است وقتی که از خواب بیدار می شم و خوابم رو برای دیگران تعریف می کنم کسی گوش نمی کنه اونهایی هم که گوش می کنند می گن این فقط یه خوابه لطفا بیدار شو . تو همین لحظه است که فکر می کنم همه خوابن و من فقط بیدارم،شایدم هممون با هم خوابیم
امیدوارم رویاهامون به کابوس تبدیل نشه نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 دی1388 توسط صداقت یک مرد
وب سایت رسمی باشگاه شاهین پارس جنوبی بوشهر به آدرس راه اندازی شد. قابل توجه کلیه دوستان و طرفداران فوتبال مخصوصا تیم شاهین تنها سایت رسمی باشگاه شاهین پارس جنوبی بوشهر راه اندازی شد . شایان ذکر است طی حکمی از سوی آقای حسینی کنگانی ،آقای مهندس ایمان محمد شاه به سمت مدیر سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی شاهین پارس جنوبی بوشهر منصوب گردید.
فقط لینک فوق آدرس سایت رسمی باشگاه بوده و باشگاه در مقابل سایت های دیگری که در این زمینه فعالیت می کنند مسئولیتی ندارد. نوشته شده در تاريخ یکشنبه 22 آذر1388 توسط صداقت یک مرد
یادبود 90 سالگی پایان جنگ جهانی اول
برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید........ ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 آبان1388 توسط صداقت یک مرد
سالهاست که او در کنار من است طوری که وجودش را حس نمی کنم انگار جزئی از من است هرگاه تنهایم او هم آنجاست و مرا رها نمی کند هر وقت که می خواهم از پله ای بالا بروم دست زیر بغلم می گیرد و یاریم می کند و زمانی که به پایان می رسم از دور چشم در چشمم می دوزد و نظاره ام می کند. هر کجا که می روم او انتظارم را می کشد در حالی که در کنارم است به پاهایم قدرت می بخشد به دستهایم توان و حسی که ناخود آگاه مرا به سوی او می کشاند چشمانم را می بندد در حالی که مرا درآغوش می کشد غافل از اینکه با چشمان بسته هم می بینم ولی نه باز هم چشمانم را می بندم با او به خواب می روم و از خواب بیدار می شوم ، همه چیز در نگاه اوست مرا پشت چشمانش مخفی می کند تا از چشمان او به دنیا بنگرم ،سکوت معنا دارش سالهاست که روحم را صیقل داده تا امروز منی چون من باشم
بگذار تنها باشم به خاطر تنهایی نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 آبان1388 توسط صداقت یک مرد
سلام ودرود
روبه روی این پنچره روشن می نشینم و افکارم رو روی شیشه اش می نویسم تا هر روز بهنگام طلوع و غروب خورشید هرگاه از این پنجره دنیا را بنگرم خودم را ببینم.قلمی نیست تا دستی باشد برای نوشتنش از ازدواج صفر و یک فرزند متولد می شود تا چیزی به یادگار بگذارد و نوری که شب هنگام از پنجره به این اتاق تاریک می تابد تا شاید دلی را تکان و نا امیدی را امیدوار . انگار ازآسمان می تابد . خودم را در معرضش قرار می دهم تا افکارم را نوازش کند برایم امید به ارمغان آورد و افکارم را با خود ببرد ، اینقدر اینجا می نشینم و با صدای بلند نوشتهایم را می خوانم تا جزئی از آن شوم. دیگر چیزی نمی نویسم جز درد نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 آبان1388 توسط صداقت یک مرد
November 06,2009 09:46:43 windows 7 no! Username: EAV-23930056
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
سلام و درود و به نام خدایی که همه ما رو یکسان آفرید تا به اندازه تلاشمون از دنیا سهم ببریم همانطور که می دونید تو مطلب قبلی هم اشاراتی به پیشرفت نکردن این استان کرده بودم.تا اینکه شاهد نمونه عینی این موضوع شدیم آقای کنگانی استعفا داد در حالی که هنوز جوهر امضا مدیر عاملی ایشون خشک نشده بود.دوستانی از همین استان با تعصب از ترس بزرگ شدن یک مرد او رو مجبور به استعفا می کنند غافل از اینکه او مانند آنها بدنبال پست و مقام نیست و فقط به فکر مردم و پیشرفت شهر و استان است و بدون کمترین دلبستگی به مقام و جایگاه برگ استعفایش را می نویسد تا پیشرفت شهر و استانش را به پیشرفت خودش و جایگاهش ترجیح دهدتا کمترین خدشه ای به تیم شاهین و هواداران وارد نشود.همه شما دوستان صادق هدایت را می شناسید و حتما می دانید گرایش های سیاسی او به نظام کنونی کمی تناقض دارد ولی همانطور که می بینید مردان بزرگ زیر چرخ های تاریخ له نمی شوند و حتی ما امروز شاهد این هستیم که سردمداران مملکتمون هم داستان های از این مرد بزرگ را در کتاب های درسی ما گنجانده اند و حتما می دونید که اوخود کشی کرد استاد صادق هدایت که آنده بروتن ، پيشواي سوررئاليسمها ،پس از مطالعه ترجمه بوف كور ، گفت :«اگر چيزي به عنوان شاهكارها وجوددارد ، همين است .» آندره روسو ،كسي كه دايره المعارف ادبيات جهان زير نظر او منتشر شده است ،درباره بوف كور گفت :« به نظر من اين رمان به تاريخ ادبيات قرن ما وجه امتياز خاصي بخشيده است .»به عقيده همو ،نه تنها بوف كور مي تواندهدايت را در زمره «بليغ ترين و پر معني ترين نويسندگان عصرقراردهد .» پروفسور هانري ماسه ، خاور شناس نامدار از لحاظ جهان اسرار آميز هدايت او را با ادگار آلن پو نويسند ه آمريكايي مي سنجد و از حيث برونگرايي او را همتاي گي دو مو پاسان مي بيند . او اعتراف ميكندكه احساس ما قادر به درك درخشندگي هاي پر رمز و راز هدايت نيست . ژان ريشار بلو ك،نويسنده فرانسوي دريغ مي خورد كه چنين چراغ تاباني خاموش گردد. به عقيده پروفسورلازار ،ايرانشناس معاصرهدايت زندگي ايران كنوني را بااسناري بسياروصف ميكند.» همين استاد او را در آفرينش زبان بازه اي براي ادبيات نو سهيم مي دانند. فيليپ سوپو ، كه از پيشروان سوررئاليسم به شمار مي رود بوف كور را اثري شگفت انگيز و ستايش انگيز و «شاهكار ادبيات تخيلي قرن بيستم »مي شمارد و به خود مي بالد كه در تهران با هدايت ديدار و گفتگو كرده است . رنه لالو ، منتقد سرشناس فرانسوي ،درباره بوف كورمي گويد : «در اين كتاب ،اهميت هنر، به معناي بسيار آبرومندكلمه ،در نظرمن بسيارصريح جلوه ميكند.» خلاصه آنكه همه اين اثر را جادويي و سحر انگيز يافته اند. صادق چوبک در مورد خودکشی صادق هدایت می نویسد: صادق چوبک می نویسد : یکی از علل خود کشی صادق هدایت آن بود که دستگاه تحویلش نمیگرفت ... از حکومت ها ناراضی بود . وطن و آزادیاش را در حد پرستش دوست داشت . میخواست بدون چاپلوسی و سر خم کردن و با توجه به کار و هنرش محترم باشد . فرانسه خوب میدانست و در زبان پهلوی کوششها کرده بود . داستانسرایی خوب و انسانی شایسته و درخورِ احترام بود . به تمام معنا ، شریف . اما دستگاه توی سر این آدم ها میزد و در عوض هر روز افرادِ فاقدِصلاحیت را بالاتر میبرد . صادق چوبک در اظهار نظری دیگر می گوید: صادق از مردم انتقام گرفت یعنی خودش را از ما گرفت و حتی اخباری هم موجود است که آثاری هم داشته که در صدد چاپ آنها بوده که متاسفانه آنها را هم از بین می برد تا انتقامش را کامل کند. بله دوستان امروز ما شاهد صادق هدایت دیگری هستیم که به زور و جبر و فقط به دلیل گرایشهای سیاسی مجبور به انتقام از ما انسانهای که شعار برادری، انسان دوستی ،شایسته سالاری وعدالت خواهیمان گوش دنیا رو کر کرده است. و باز هم جمله تکراری و کلیشه ای به امید روزی که............
پ.ن۱: از دوستانی که کمترین تریبون ها رو در دست دارند مخصوصا وبلاگ نویسان درخواست می کنم که کمترین کاری رو که می توانند در راه گام برداشتن و پیشرفت این کشور، استان و شهر انجام بدهند و این مطلب رو به هر نوعی انعکاس بدهند تا شاهد انتقام صادق هدایت دیگری نباشیم. پ.ن۲:هنوز استعفای آقای کنگانی مورد پذیرش هیئت مدیره باشگاه شاهین قرار نگرفته است. نوشته شده در تاريخ یکشنبه 26 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
سلام و درود
عسلویه بودم ماموریت اداری شروع داستان بعد از هماهنگیهای لازم ما به عسلویه اعزام شدیم تا چرخ صنعت ما رو هم با خودش به حرکت در بیاره من و دوتا از مهندسین شرکت که تو واحد فناوری اطلاعات کار می کنیم اعزام شدیم یکشون مهندس برق (کنترل) و یکی دیگه مهندس برق(الکترونیک) البته استاد دانشگاه هم هستند و دانشجوی کارشناسی ارشد ،خلاصه رفتیم که ببینیم به نام آموزش ولی انگار آموزش زندگی خیلی قشنگ تر ه بعد از اینکه مهندسین مختلفی رو دیدیم از جمله مهندس صولت پور از مهندسین بسیار قوی در حوزه مخابرات که البته ایشون هم بوشهری هستند و ما به سراغ مهندس مجیدی از برجسته ترین مهندسین در حوزه مخابرات رفتیم تا از وجود ایشون استفاده کنیم مهندس صولت پور ما رو همراهی کرد تا مهندس مجیدی رو پیدا کنیم وقتی که به اتاق ایشون رسیدیم بی آلایشی بی داد می کرد مهندس مجیدی که دعوت به کار شده دراین زمینه و مسئول خدمات شهری منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس جنوبی هستند از مدیران موفق مخابرات در زمان خدمتشون بودن. ما حدود ۳۰ دقیقه در اتاقشون منتظر ایشون بودیم که یکدفعه انسانی با موهای سفید قامت استوار اندامی متوسط و قدی بلند وارد اتاق شدند و به خوش رویی از ما پذیرایی کردند و از وقفه پیش آمده ناراحت بودند اینطور که می گفتند این مرد ارزشمند که بوشهر الاصل هم هستند روز آخر همکاریشون رو با سازمان می گذروندند و به دلیل بخشنامه که از بالا آمده نباید افراد بازنشسته مسئول باشند و از این حرفها ولی این مهندس با تجربه بدون در نظر داشتن این موضوع یکی دو ساعت از وقت گرانبهاشون رو در اختیار ما گذاشتند تا از کلید خوردن عسلویه تا به امروزشون رو به صورت مهندسی برای ما باز کنند ایشون که با تعصب از بوشهر صحبت می کردند از زمانی می گفتند که مدیر کل مخابرات هرمزگان بودند و به عسلویه سفر کرده بودند وقتی ما به اینجا آمدیم هیچی وجود نداشت مردم اینجا ما رو ایرانی خطاب می کردند و می گفتند قبلا هم ایرانی های دیگه ای اینجا آمده بودند که ما به آنها گفتیم که ما آب نداریم برق نداریم تلفن نداریم و.... غافل از اینکه محدود خدمتی من تو استان هرمزگان است و آنها تو استان بوشهر هستند و اصلا من مدیر مخابرات هستم نه استاندار خلاصه ما که برای راه اندازی سایت پدافند نیروی هوایی به اینجا آمده بودیم بعداز رفتنمون به مهندس خواجه پور خودمون همین نماینده سابق رو می گم که اون وقتا مدیر مخابرات بوشهر بود زنگ زدیم و بهش گفتیم که من می تونم به عسلویه خط بدم ولی چون تو حوزه استحفاظی من نیست شما ازشون پول بگیر و قبض صادر کن و از این جور حرفا که ایشونم قبول کردن و گفتند ما که خودمون نمی تونیم این کار رو کنیم لااقل شما این کار رو کنید تا فعلا مردم از تلفن استفاده کنند تا ببینی خدا چی می خواد خلاصه اولین دفتر مخابراتی به دستور مهندس مجیدی این منطقه تاسیس می شه تا اینکه چند سال قبل که از ایشون دعوت به همکاری می شه تا به کمک سازمان بیاید و طرح های عظیم مخابرتی رو سازماندهی کنه وقتی از من خواستن بیایم اینجا اولش خیلی ترسیدم که بابا اینجا حتی امکانات اولیه زندگی هم وجود نداره ولی بعد از ورودم متوجه تغییرات گسترده منطقه شدم و بسیار خرسند اون می گفت درختان عسلویه برای من مثل اقوام و خویشانم می مونن و من به تمام چیزهایی موجود در این استان تعصب دارم (شایان ذکر ه ایشون مدتی به صورت رایگان فعالیت می کردند) حتی از زمانی می گفت که توسط رئیس سازمان به رستوران بوف دعوت شده بودند که اصلا باور نمی کرد که عسلویه هم بوف داشته باشه و اینکه از کالیفرنیا تا توکیو پیتزا خورده بوده ولی پیتزای که تو بوف خورده اینقدر بهش چسپیده که از همه پیتزا های دنیا خوشمزه تر بوده .خلاصه طوری اطلاعاتشون فنی شو می ریخت بیرون انگار که هیچ وقت نمی خواد تموم بشن.
پ.ن۱:من شهر های زیادی از این کشور پهناور رو برای زندگی تجربه کردم . ولی بوشهر جایی که من بهش تعلق دارم یا بهتره بگم بوشهر جایی که به من تعلق داره . نمی دونم چرا تا وقتی که بیرون از بوشهر بودم بیشتر دوستش داشتم ولی انگار کم کم دارم می فهمم ،همیشه به این فکر می کردم چرا بوشهر با اینهمه منابع باید اینقدر ضعیف باشه ولی دارم کم کم می فهمم. دوستان ما بوشهری ها از هم دور شدیم ما شدیم یه مشت آدم فاشیست که از کشور،استان ،شهر،محله،خیابان،همسایه و آخرشم خانواده اولویت بندی می کنیم .بابا بخدا هر کی از هرجا هر فعالیت درستی انجام بده باید ازش استقبال کرد چون انسانه، چرا خودمون رو محدود می کنیم .چون برازجونی نباید باشه چون اهرمی نباید باشه چون بچه محله مون نیست بدرد نمی خوره یکمی چشمامون رو باز کنیم . پ.ن۲: بخشش از بی نیازی (به نام خداوند بخشنده ترین و مهریان ترین) همین رو یاد بگیرم بسه سی جزه پیشکش وقتی به سراغ یکی می ری تا ازش یه چیزی یاد بگیری یه جوری می پیچونتت که بیا و ببین وقتی ازش می پرسی چرا این کار رو می کنی می گه پس خودم چیکار کنم ،می دونی چرا چون از جایگاهش می ترسه چون اطلاعاتش محدوده و اگر بگه تموم می شه ولی بخدا بخیل نباشید زکات علم یاد دادنشه علم مال شما نیست از طرف خدا آمده و خودش گسترشش می ده امیدوارم روزی برسه قدرت درک این موضوع رو داشته باشیم که با هم باشیم خلاصه در کنار هم نیستم در حالی که مراممون گوش دنیا رو کر کرده
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
سلام و درود
امروز داشتم به ارتباط بین افراد جامعه فکر می کردم ما آدم ا هر روز به دنبال یه چیز جدید برای ارتباط ایم و هر روز یه چیز جدید می سازیم تا با اطرافمون ارتباط داشته باشیم مثلا انسانهای نخستین سعی کردن با دود ،آتش، ایما و اشاره بعدها نقاشی و .... و تا امروز که کامپیوتر ، اینترنت ، تلفن ، تلفن همراه و.... (یا همین وبلاگ خودمون)رو استفاده می کنیم .که باز هم آمدیم و در همین تکنولوژی ها هم باز تکنولوژی جدید به وجود آوردیم برای مثال به موبایلمون بلوتوث ، وای فای،اینفرا رد که بازم آمدیم به همه چیزامون اضافش می کنیم مثل لپ تاپ ُ ساعت و .....{البته وسایل ارتباطی یک طرفه مثل تلویزیون و رادیو هم بمونه} ما حتی حاضر نیستیم بدون موبایلمون ، گلاب به روتون .... هم برویم یا خونه فلان دوست یا اقوام نمی ریم چون چند ساعت از اینترنت دوریم. ولی باز هم کمبود ارتباط به شدت احساس می شه و انگار که برعکس به جای اینکه به هم نزدیکمون کنه از هم دورمون کرده. من نظر نمی دم ،به نظر شما چرا با وجود این همه وسایل ارتباطی باز هم بی ارتباطی بی داد می کنه و هر روز به تعداد انسانهای تنهای روی زمین اضافه می شه؟ ما بدنبال ارتباط هستیم در حالی که در کنار هم هستیم پ.ن ۱: تو پست قبلیم از خوش مزه ترین و خوش رنگ ترین نوشیدنی دنیا گفتم آره آب ، آبی که همیشه در کنار ماست ولی بهش توجه نمی کنیم در حالی که نه مزه داره و نه رنگ آره خیلی چیزها در کنار ما وجود داره که پاک و بی آلایش هستند که دیده نمی شود ای کاش تمام آب های زندگیمون رو های لایت کنیم تا ببینیمشون پ.ن۲: (مزه) رو آبی نوشتم ، (خوش) رو نارنجی ، (رنگ) رو رنگ رنگی (و) رو سبز نوشتم و (دنیا) رو سفید تو بک گراند مشکی هر چی می خوام بیشتر در رنگ هاش توضیح بدم می بینم همه چیز رو خودشون دارن می گن و کلمات به اندازه رنگ ها حرف برای گفتن ندارند. نوشته شده در تاريخ یکشنبه 19 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
آب خوش مزه ترین و خوش رنگ ترین نوشیدنی دنیاست . . . صبر کنید های لایت کنید تا ببینینش می تونید روی نوشته دو بار کلیک کنید تا انتخاب بشه وتا به مفهومش پی ببرید نمی دونم تو انتخاب رنگها چقدر موفق بودم
پ . ن ۱:این مطلب اجتماعی است. پ ن ۲:متن کامل است فقط باید دقت کنید پ . ن۳:اگر نتونستید ببینینش یا به مفهموش پی ببرید خصوصی بگید تا خصوصی بگم در ضمن از پینگ مسنجرم هم می تونید استفاده کنید نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
سلام
چی بگم بعضی وقتا لازمه دوستان عزیزم ببخشید که یه کم آپم نامرتب شده یه کوچولو کار داره فشار میاره به خاطر این نمی تونم هر روز آپ کنم ولی طبق برنامه ریزی جدیدام سعی می کنم هر دو روز یه بار این کار رو انجام بدم . امیدوارم فرصت زمانی بیشتر تو کیفیت کارم هم تاثیر داشته باشه از اینکه لطف می کنید و تشریف می یارید صمصیمانه تشکر می کنم. Virus Blaster این ویروس با یکبار اجرا شدن بر روی سیستم پس از چند ثانیه سیستم رو خاموش میکنه طبعا اگه این ویروس بر روی statup ویندوز تکثیر بشه بلای جان سیستم خاهد بود برای خواند کامل به ادامه مطلب بروید.....
نمی پذیرم.!!! ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
سالگرد شصتمین سال حکومت کمونیستی در چین لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید برای دیدن کامل عکس ها به ادامه مطلب بروید...... ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ یکشنبه 12 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
:::: آموزش تعویض هدر و عکس های بلاگ به یه شکل دیگه ::::
از آنجایی که در این مدت دوستان زیادی درخواست آموزش تغیر تصاویر قالب های سایت یا وبلاگ را مثل تصویر هدر قالب (عکس بالای قالب) داشتند ، نحوه تغیر تصاویر را خواهیم گفت.
۱- تصاویر قالب در بین دو تگ 2- تصاویر قالب بصورت کد عکسی در قالب قرار گرفته است. 3- تصاویر قالب خارج از کد قالب اصلی و در یک فایل جانبی به نام فایل CSS در قالب درج شده است . در این روش که رایج ترین و حرفه ای ترین نوع کد نویسی قالب ها می باشد ، برای تغیر تنظیمات و تصاویر قالب دو روش ساده وجود دارد. آنرا با برنامه هایی مثل NOTEPAD باز کرد و آدرس تصاویر جدید قالب یا تنظیمات دیگر که روی فایل CSS پیاده می شود را اعمال کرد و سپس فایل CSS جدید را روی یک فضا آپلود کرد. بعد از انجام این کار کافیست آدرس جدید فایل CSS که تغیرات جدید در آن قرار دارد را در کد قالب قرار داد. روش دوم : چنانچه تغیر فایل CSS قالب و آپلود آن برای شما دشوار است ، پس از دریافت فایل CSS قالب آنرا باز کنید، شناسه مربوط به جدولی که تصویر مورد نظر در آن قرار گرفته را در فایل CSS پیدا کنید.عنوان شناسه ها در فایل CSS در ابتدای هر سطر با نقطه یا # مشخص شده اند. پس از یافتن شناسه ، آنرا در کد قالب پیدا کنید:
class=header>
id=header>
سپس کد زیر را مطابق مثال در جای خود اضافه کنید.
style="background:url(http://yourskin.ir/34/mypic.jpg)">
برای نمونه و تفهیم بیشتر، جهت تغیر تصویر هدر قالب شماره ۳۶ سایت (برای اکثر قالب های بلاگ اسکین شناسه یا اصطلاحا کلاس top برای قسمت هدر قالب می باشد) کافی است کد قرمز رنگ را به کد مربوطه اضافه کنید و آدرس تصویر خود را جایگزین آدرس موجود نمایید.
class=top style="background:url(http://yourskin.ir/34new/mypic.jpg)">
غیر از مراحل گفته شده در بالا ، مراحل دیگری هم وجود دارد اما رایج نیستند منبع:پارس تم نوشته شده در تاريخ شنبه 11 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
نیمکت کنار دریا تنها بود
فریادش بی صدا بود نسیم خنکی صورتم رانوازش می کرد در حالی که نیمکت مرا در آغوش کشیده بود من به دریا گوش می کردم اما فریادش بی صدا بود دریا تنها بود کلمات در پی من و بدنبال راهی برای پایان می گشتند یار آنجا بود عشق زیبا بود دریا تنها بود ماه آنجا بود او هم تنها بود نگاهش پر معنا بود فریادش بی صدا بود دریا تنها بود ....... ...... .. سیگارم تمام شد. منبع :چهل خونه نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
اکثر پسرها، دوستدختر دارند!! بعد از کلی بررسی و کشمکش و تحقیق و پژوهش، خلاصه سازمان ملی جوانان اعلام کرد که اکثر پسرها دوستدختر دارند [+]. توجه: همه این پژوهشها از مراجعه به درگاه سازمان ملی جوانان حاصل شده و من در تولیدشون هیچ نقشی نداشتم. نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
لوگوی چهل خونه
این اولین اتودی است که از لوگوی چهل خونه تو ذهنم آمده البته یه فاو آیکن هم ازش ساختم و گذاشتم رو بلاگ ،ممنون می شم نظرتون رو در موردش بهم بگید. این پست چند روز میمونه (نمی دونم تا کی طاقت بیارم بازآپ کنم،دوستان می دونم من روزانه آپ می کنم) لطفا بهم کمک کنید تا کاملش کنم .اگر کسی هم پیدا بشه اتود بزنه ممنون می شم. دوستان چهل خونه ای عزیز از این به بعد برای ورود به وبلاگ چهل خونه می تونید از آدرس www.40khone.com و www.40khone.ir استفاده کنید . نوشته شده در تاريخ یکشنبه 5 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
How do you know that you are in the year 2009؟ (1) You find out that your family that is not more than 3 people have 4 or 5 mobile telephone numbers یهو نگاه میکنی میبینی خانواده ات که 3 نفر بیشتر نیستن ؛ 4 یا 5 خط موبایل دارن (2) You send an Email to a work colleague even though he/she is sitting at a desk right next to yours واسه همکارت ایمیل میفرستی در حالی که میز بغل دستی تو نشسته (3) Your relationship with family members and friends that have no Email gets worse and you hardly contact them رابطه ات با اقوام و دوستانی که آدرس ایمیل ندارن رو به وخامت میره و تو به سختی میتونی باهاشون ارتباط داشته باشی (4) You park your car outside your house then use your mobile to phone the house to ask for assisstance with carrying the shopping in شما ماشینتون رو جلوی خونه تون پارک میکنین. بعدش موبایلتون رو در میارین و به خونه زنگ میزنین که بیان کمک و چیزایی که خریدین رو از ماشین پیاده کنن (5) Every TV advert has an internet address at the bottom of the screen هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم زیرش داره (6) Leaveing the house without taking your mobile phone with you makes you really stress and rush back to pick it up even though you managed to live without one for 20 or 30 years of your life وقتی خونه رو بدون همراه داشتن موبایلتون ترک میکنین باعث میشه استرس تمام وجودتون رو بگیره و دوباره با عجله برگردین خونه تا ورش دارین در حالی که قبلا بدون موبایل 20-30 سال از عمرتون رو گذروندین و بدون هیچ مشکلی (8) As soon as you wake up in the morning you check the internet even before you have your coffee صبح ها قبل از خوردن چایی و قهوه تون تا بلند میشین اولین کاری که میکنین سر زدن به اینترنت هست (9) You are now reading this, smiling and shaking your head شما الان در حالی که این پست رو میخونین سرتون رو تکون میدین و لبخند میزنین (10) You are so busy reading this that you didnt even notice that this list has no number 7 و این قدر سرگرم خوندن این ایمیل بودین که حتی توجه نکردین که این لیست ردیف شماره 7 نداشت (11) You went back up to check that there is no number 7 شما دوباره برگشتین تا چک کنین که شماره 7 رو داشته یا نه (12) I am sure if you scrolled up that you will find number 7 its just that you didnt notice it و من مطمئنم که اگه شما دوباره به بالا برگردین حتما شماره 7 رو پیدا میکنین، این مال اینه که شما بهش توجه نکردین (13) You scorlled up again but you did not find number 7. I am making fun of you of course, this goes to show that you have no trust in yourself and that you believe anything said to you شما دوباره بر میگردین بالا ولی باز هم شماره 7 رو پیدا نمیکنین. البته که من با شما شوخی کردم و این نشون میده که شما به خودتون هم اعتماد نمیکنین و هرچی بقیه بگن باور میکنین! نوشته شده در تاريخ جمعه 3 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
برای خواندن کامل به ادامه مطلب بروید.... پ.ن۱: جاتون خالی دیشب رفتم همایش آواها و نواهایی حماسی جنوب کشور که قرار بود توی حوزه هنری تشکیل بشه وقتی رفتم حوزه تازه متو جه شدم که جابجا شده رفته تو سینما بهمن بعد که دلیلش رو پی جور شدم فهمیدم که استانداری با اداره کل فرهنگ و ارشاد تو یه زمان سالن حوزه هنری می خواستن که همونطور که می دونید با توجه به اینکه این همایش دعوت شدگانی از خارج از استان مثل خوزستان ،هرمزگان ،کهگیلویه و بویر احمد، سیستان و بلوچستان هم داشت استدانداری با کمال خونسردی بار دیگر قدرتش رو به رخ دیگران کشید تادوستان موسیقی دانمون مجبور بشن بعد از کلی بیل بورد و اطلاع رسانی سر و ته اش رو با یه پلاکادر که جلوی حوزه هنری نصب کرده بودند به هم بیارن .خلاصه از اینا که بگذریم خوش گذشت جای همگی خالی پ.ن۲: برای محسن شریفیان که بر اثر سانحه تصادف تو بستر بیماری دعا کنید ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 2 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
گردونه مهر
گردونه مِهر یک چلیپا با شاخههای ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که معمولاً با جهت افقی یا گوشههایی با زاویه ۴۵ درجه میباشد. در شکل هندویی نقطههایی در هر ربع آن قرار میدهند. واژه سواستیکا swastika از سانسکریت می باشد و آمیزه ای از سو = خوب استیکا = است و هست و هستی، می باشد. بقولی در ایران باستان چنین نشانه ای را "گردونه مهر" می گفته اند. )گردونه خورشید Sun cross) نیز نامیده می شده است. گردونه مهر در تمام هنرها و طراحیهای تاریخ بشری پدیدار میباشد، نشان بسیاری از چیزها، همچون خوش اقبالی، خورشید، برهما یا هندوها و بودایی ها بود. در روزگار باستان، در بین سومری ها، سلت ها و یونانی ها استفاده میشد. برای خواند کامل به ادامه مطلب بروید..... ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 مهر1388 توسط صداقت یک مرد
جشن مهرگان
مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر در گاهشماری ایرانی ... می ستاییم مهر ِدارنده ی دشت های پهناور را،
|
|